مرتضى مطهري
194
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
. حاجى سبزوارى مىگويد : اى به ره جستجو نعره زنان دوست دوست گر به حرمگر به دير كيست جز او ؟ اوست اوست پرده ندارد جمال غير صفات جلال نيست بر اين رخ نقاب ، نيست بر اين مغز پوست جامه دران گل از آن ، نعره زنان بلبلان غنچه بپيچد به خود ، خون به دلش تو به توست دم چه فرو رفتهاست ، هوست چه آيد برون يعنى از او در همه هر نفسىهاى و هوست يار به كوى دل است ، كوى چه سرگشته گوى بحر به جوى است و جوى اين همه در جستجوست با همه پنهانيش هست در اعيان عيان با همه بىرنگيش در همه ز او رنگ و بوست يار در اين انجمن يوسف سيمين بدن آينه خانه جهان ، او به همه رو بروست پرده حجازى بساز يا به عراقى نواز غير يكى نيست راز ، مختلف از گفتگوست مخزن اسرار اوست سرّ سويداى دل در پىاش اسرار باز ، در به در و كو به كوست . توحيد كامل ، قلب عارف ، دين حب ، وحدت وجود لقد صار قلبى قابلًا كل صورة فمرعى لغزلان و دير لرهبان . و بيت لاوثان و كعبة طائف و الواح توراة و مصحف قرآن ادين بدين الحب انّى توجهت ركائبه ، فالدين ( 1 ) دينى و ايمانى . اين اشعار را در تعليقات عفيفى بر فصوص ، صفحهء 289 ، از
--> ( 1 ) ظاهراً الف و لام عهد است يا اينكه « فالحب » است . رجوع شود به مأخذ .